تبليغاتX
hamasa - مرابگذار

hamasa

نمیدانم چرا این مردم هوشیار نادان شد ____ نمیدانم چرا این رهبران هم دست شیطان شد

مرابگذار تاآن آسمانهارا

مرابگذارتاآن کهکشانهارا

بزیربال خودسازم.

مرابگذار.

تابابالهای همتم اکنون

کنم تسخیرآن سیاره ها هم قعردریارا

رهایم کن

نمیخواهم ببندی بالهایم را

برودست ازسرم بردارو تنهایم گذارای عشق

چومیدانم که خیری نیست

باتو هم سفرگردم.

رهایم کن

نمیخواهم ببندی بالهایم را.

مده زجرم

مکن مشغول خلوتگاه قلبم را

چومیدانم

توهم بابیکسان یاری نخواهی کرد

رهایم کن ...................

مرابگذار برحالم

مکن افزون دردم را

من از سیلی دوران سیاهی ها

رخم زرداست

ازآن آوای راکت ها و رنگ خون ..

دلم درد است

همین کافی است بهرمن.

ندارم طاقت دیگر

رهایم کن و....

این دام خودت برمرغ دیگر نه.

رهایم کن.. رهایم کن...رهایم کن..

 

+نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت9:31توسط خلیل الله(خلیل) حبیبی | |