تبليغاتX
hamasa - نوروز درغربت

hamasa

نمیدانم چرا این مردم هوشیار نادان شد ____ نمیدانم چرا این رهبران هم دست شیطان شد

امشب نوا دارد دلم،بس غصه هادارددلم

ازهجرتو ای نازنین ، فــریادهـــا دارد دلم

دورازعزیزانم درین غربت ســرا افتاده ام

دریادت ای شیرین سخن،خداخدادارددلم

مهرت بیامد قبــض کـــرد ،آزادیم رانازنین

درهرکجاباشم کنــون ،فرمان روا دارددلم

چشمان معصومت مرابادیگران بیگانه کرد

ازدوریت ای جان من،این شکوه هادارددلم

دراولیـــن نوروزیت اندرکنــــارت نیســـتم

زین درد میسوزد تنم ،شــورو نوا دارددلـم

بادامبارک سـال نو برگل بهـــارانت شــود

سال نیکو باشد ترا این را دعا دارد دلــــم

این شعر تقدیم تو با د ،ازدور میبوسـم ترا

کوتا شود این سالها ، این مدعــا دارد دلم

نوروز ۱۳۸۷ تهران - خوابگاه

 

+نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت13:50توسط خلیل الله(خلیل) حبیبی | |