|
باردیگرکشورت در بند استعمار شد رهبران با غرورت بین که ...... .شد صلح رادرکشور آوردند اما نیک دان درقبالش جملهءاین دی راستثمارشد تانباشد نفع اوکی آورد خدمت بجا ازکجا آن دشمن دیرینه ات همکار شد سالها کوشیدو صدهاراه را آوردپیش گاه جنگ وگاه حیله گاه باتو یار شد گاه گروه طالب وملاه رابهرتو ساخت آن زمان دین عزیزت پیش چشمت مارشد باز دیدی آمدند با دوستی بهر نجات داددست دوستی وساکت این دیندارشد ای خلیلا جمله میدانند این نیرنگ را لیک اکنون دست بسته چارها ناچارشد
|
Home
|